امروز : یکشنبه 25 آذر 1397

روایت رزمنده «امیرعلی فتاحی»|جنگ بود و دو کاتیوشا!

روایت روزهای جنگ و خدمت امیرعلی فتاحی در توپخانه 63 خاتم الانبیا سپاه را در این گزارش کوتاه بخوانید.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تهران یکی از افتخارات این سازمان حضور رزمندگان و جانبازان و خانواده های شهدا بعنوان کارکنان این نهاد مدیریتی است. به مناسبت هفته دفاع مقدس برای نخستین بار با تعدادی از این ایثارگران گفتگوی کوتاهی داشتیم.

 


نام: امیرعلی 

نام خانوادگی: فتاحی

تاریخ تولد: 1346

وضعیت تاهل: متاهل

تعدادفرزند: 2

شغل سازمانی در سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تهرانکارشناس سمعی و بصری روابط عمومی 


* تاریخ اعزام به جبهه: 1364 

* محل خدمت در جبهه: جزیره مجنون، مهران، جزیره فاو، کردستان، دو کوهه

* نام گردان و لشکر: سرباز سپاه، توپخانه 63 خاتم الانبیا کاتیوشا 

*محل اعزام: محله پمپ آب-سرآسیاب تهران (دولاب فعلی) پایگاه بسیج مالک اشتر

* رسته یا پست در جبهه: تک تیرانداز در زمان بسیج / در دوران سربازی خدمه توپخانه خاتم الانبیا(کاتیوشا)

* مدت زمان حضور در جبهه: 2 سال و 6 ماه

* تعداد عملیات هایی که حضور داشتید: بغیر از کربلای 4 در اکثر عملیات ها حضور داشتم


دوکوهه قرار عاشقان شهادت بود...

 شب زنده داری در دوکوهه معروف بود، اصلا حال و هوایش با همه جای جبهه فرق داشت، همه رزمنده ها که نمیخواستند شهید شوند اما هر رزمنده ای که می آمد دوکوهه نظرش برمی گشت و دوست داشت شهید شود. فضای معنوی زیبایی داشت، اکثر رزمنده ها این جا پا گذاشته بودند. 

 وقتی مسئول کاتیوشا بودم...

پاتک های عراقی ها وحشتناک بود و بی وقفه توپ و خمپاره می بارید و ما هم مسئول کاتیوشا بودیم، هر جا عملیات میشد کامیون حمل کاتیوشا را منتقل می کردیم. اگر کردستان عملیات بود کاتیوشا را  می بردیم غرب، بی سیم میزدند که جنوب کشور یک عملیات دیگر است، کاتیوشا را می بردیم جنوب. یک بار گرای ما را گرفتند، یک فروند موشک در 20 متری ما اصابت کرد. بلافاصله کامیون حمل موشک را ترک کردیم. دقیقه ای نگذشت که موشک بعدی به کامیون اصابت کرد و فقط رادیاتورش در دل خاک باقی ماند.

رزمنده شهردار...

در جبهه رسم بود هر روز یکی از رزمنده ها شهردار شود، نوبتی بود؛ هر رزمنده ای شهردار میشد باید ظرف ها و لباس ها را می شست، صبحانه درست می کرد، بچه ها را از خواب بیدار می کرد و جارو می زد این بود شهردار جبهه! 

انتهای پیام./